All I want for my birthday is a big booty hoe

امروز روز تولدم بود.
خوب باشد.قرار نیست که بیایم و از جشن تولدم بنویسم.اصلن من قیافه ام به افرادی که جشن تولد برایشان میگیرند و با کلاه مخروطی ارغوانیشان که طولش بعضن به یک متر میرسد شمع هایی را که روی یک کیکی که به آن کیک تولد میگویند و با ظرافت خاصی تزیین شده است را با خوشحالی فوت میکنند می خورد؟تازه ،در حینی که شمع ها را فوت میکنند صدای آهنگشان بالاست و همه با خوشحالی دست میزنند وسوت میکشند و به یک صدا میگویند تولدت مبارک. البته با لحن خاصی.
تولد بیست ویک سالگی من.تعجب نکنید..معلوم است که سنی از من گذشته..و دیگر حوصله چندانی ندارم.اگر دقت کنید میبینید که به جای سه نقطه ی پشت سر هم دو نقطه گذاشته ام و این هم دلیلیست برای افرادی که اندیشه میکنند.

اولین نفری که به من تولدم را تبریک گفت آوا بود.ساعت هشت و نیم صبح. گویا می خواسته در تبریک گفتن تولدم اول باشد غافل از اینکه هیچ کس دیگری غیر از او روز تولدم را به یاد ندارد.و هنوز هم کسی تبریک نگفته.چقدر ساده است، یعنی فکر میکند من برای افراد دیگری هم مهم هستم و دوستم دارند؟ البته من چنین انتظاری را ندارم که همه بیایند و یک اس ام اس یا ایمیل یا هر چیز تخمی دیگری برایم بفرستند و تبریک بگویند. فیس بوکم را هم که دی اکتیو کرده ام و مثل سال های قبل از تبریک های لاشی گونه ی فیسبوک رنج نبردم.

معترف:راستش را بخواهید من میخواستم همه روز تولدم را تبریک میگفتند.به هر نحوی که شده .راه های ارتباتی با من زیاد هستند.(دو تا سیم کارت دارم که هیچ کدامشان همراه اول نیست که تبریک تولد بگوید.چهار تا ایمیل دارم هفتا باغ+ صد کتاب در مورد هندسه و دیفرانسیل و الکترونیک و سه نقطه ،حوصله اش را هم ندارم آن پرانتزی که بازش کرده بودم را ببندم.

روز تولدم را حتی مادر پدر و اهل خوانواده هم نمیدانند پس از کس دیگری انتظارش ندارم.بدی این مساله آن است که شب به طرز حقارت واری جلویشان بایستی و خودت به آنها بگویی که امروز تولد من بود.و آنها هم به تو تولدت را تبریک بگویند.اگر دقت کنید از هدیه اصلن حرف نمیزنم بحث تبریک گفتن نرم و پر(نه خشک و خالی)پدر و مادر است و از دیگران گدایی عشق و محبت نکردن.چون گدایی محبت از دیگران خطر ایدز را به همراه دارد.محبتشان ویروسی است.تبریک گفتنهای پدر ومادر یادگاری میشوند.یا شاید هم نمیشوند چون من که تجربه اش را ندارم حالا الکی از خودم یک حرفی گفتم.کاش حد اقل بین این بیست و یک بار ، حداقل یک بار پیش از اینکه من یاداوری کنم خودشان زودتر میگفتند.

شاید هم همین اس ام اس بدون شکلک آوا- چون گوشیش شکلک ندارد و چندین بار این موضوع را با من در میان گذاشته چون موضوع خیلی مهمی است در سطح خودش البته در نظر او، نه من و هر وقت هم برایم تعریف میکند من با کلماتی چون اااا چه بد .. چجوری میگذرونی؟..جوابش را داده ام- برایم کافی باشد.

آنقدر سبزي درخاطرم…….که هزاران خزان، برگي از يادت را زرد نميکند.ميخواستم اولين نفر باشم كه تولدت رو تبريك بكم عجيجم آناكوندا تولدت مبارك.(آنا کوندا را در گوگل سرچ کردم گویا یک مار خطرناک است!!!!!!!!!)

کاش یک سیمکارت همراه اول داشتم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”All I want for my birthday is a big booty hoe

  1. اولا که 21سالگیت شاد
    بعدشم اینکه تو خونه ما هم پدر و مادرم تاریخ تولد همرو بلدن جز من…. برای همین میفهممت جوون
    تو این 20سال سنی که دارم، امسال اولین بار یادشون بود و بلاخره یاد گرفتن

  2. این قضیه تولدهای اکثر ما همینطور است . دوستانمان و حتی دوستان مجازی مان بهتر از خانواده ها یمان تولد را یادشان هست. چرایش را نمیدانم. همانطور که چرایی در خاطر ماندن روز تولد در ذهن دوستان را هم نمیدانم. نوشته ات قابل درک است. با این همه تولدت مبارک/ ایشا اله هزار ساله شوی و به ریش دنیا بخندی.:)

  3. آقا شرمنده شدیم که دیر اومدیم خدمتتون. ان شالله سال دیگه با یه بسته علف و گل و شیرینی میایم. البته یه یاالله هم می گیم قبلش.
    در نهایت اینکه بهترین آرزوها رو دارم برات.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s