Watashi wa hitorida

برف می آید. با خودم فکر میکنم اگر نمی بارید حتمن کارهای زیادی برای انجام دادن داشتم ولی این طور نیست و من در حال چرند گفتنم.رفتم کتاب و کفش خریدم.کنکور ارشد الکترونیک انتشارات دانشگاه تهران و در عوضش سی تومن از من پول نقد گرفت مرد کچل در کتاب فروشی که گاهی وقتها در واکنش به صداها و خنده های شیطنت آمیز دخترهای بوتیک روبروی کتاب فروشی که سکوت محیط عنش را به هم میزدند با شهوت نگاه میکرد.هنوز هم کتاب را باز نکرده ام تا ببینم چی به چیه.موقع پوشیدن کفش خم که شدم به دلیل به صفر رسبدن انعطاف بدنم که ناشی از بی تحرکی است پیراهنم پاره شد ولی هیچکس این منظره را ندید ،چون سویشرتم را پوشیده بودم . ترسیدم بی تحرکی به زندگی جنسی مرتبی که هیچوقت نداشته ام هم لطمه بزند…
کلن دغدغه داشتن در مورد ناتوانی های جنسی روح آدم را میگایدو زندگی را از آدم میگیرد. شاید در آینده چنصد صفحه با عنوان(( دغدغه هایم در مورد احتمال داشتن ناتوانی های جنسی در آینده)) نوشتم و به فضای مجازی عرضه کردم.

حوصله زیاد نوشتن را ندارم بماند برای بعد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”Watashi wa hitorida

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s