چه بد

نمیتوانم ادامه بدهم. حواسم را نمیتوانم روی درس جمع کنم. از یک طرف کارو بی پولی از طرف دیگر درس .وقتی برای امتحان ها میخوانم بیشتر فکرم پیش جمله ی (چجوری شهریه رو جور کنم؟) و ساختن ماشین حساب مجازی در ذهنم است. در نگاه اول ساده به نظر میرسد ولی وقتی با این مشکلها زندگی میکنی دیوانه میشوی. شانه ات درد میکند آن هم به خاطر سوسک های لعنتی. بد است که به خاطر سوسک ها شانه ات درد کند میگویم شانه ات که خودت را جای من بذاری اگر هم نمیخواهی بذاری به تخم چپ یوز پلنگ ایرانی در حال انقراض(امیدوارم املایش درست باشد). زانوی پای راستم هم بگا رفته است از کیری بودن مخابرات شماره بیمارستان عوض شده و نمیتوانم وقت دکتر ارتوپد بگیرم. خیلی وقت است درد میکند. سمت چپ سرم هم این بار دوم بود که محکم گرفت انگار یک نفر از داخل آن را گرفته در دستای پشمالویش و محکم فشار میدهد. موقع درد کردنش جالب است من کاملا نامیدانه با دو دستم سرم را میگیرم چند ثانیه تا خوب شود. میخواستم بگویم که دیگر نمیتوانم ادامه دهم میدانم دروغ میگویم و فردا نظرم حتمن عوض میشود و راه دیگری هم ندارم به جز ادامه دادن . ولی الان در شرایط کنونی نمیتوانم ادامه دهم.کسشر میگم آقا کسشر خواهر من برادر من کسشر میگویم کس + شر. از گفتن خواهر من و برادر من متنفرم و خوشم نمی آید احساس میکنم روی منبر مسجد محله هستم و کس تلاوت میکنم: برادر من غیرت داشته باش نگذارید که زنانتان حتی یک لحظه از حجابشان غافل شوند. وگرنه کون ما آخوندها پاره است….

Advertisements

یک دیدگاه برای ”چه بد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s