١

براي اينكه نظام كنوني كه طبق نيازها و خاسته هاي امروزه ي برده هايش نيست فوپاشي كند نيازمند به قدرت رسيدن نظامي جاي گذين است كه بر اساس تحولات اجتماعي و اقتصادي ايدئولوژي برتري را به همراه دارد
براي آنكه نظام كنوني بتواند به حاكميتش ادامه دهد مجبور است تسليم ارزشهاي جديد ايدئولوژيك و معنوي مردم شود.سعي در برپا نگهداشتن نظامي پوسيده براي مدتي طولاني هيچوقت در تاريخ نتيجه نداده است يكي از مثالهايش شكست ساسانيان از اعراب بود. قدرت نظامي عظيمشان در برابر نيروي ايدئولوژيك و معنوي جديد اسلام كه محمد و يارانش به وجود آورده بودند شكست خورد درست همانند استيلاي فرهنگ هلني توسط اسكندر مقدوني و شكست هخامنشيان. در تاريخ نمونه هاي اينچنين به وفور يافت ميشود به عنوان مثال ميتوان به شكست سومريان در برابر آكاديان،بابليان و آشوريان و عدم موفقيت مصر در برابر يونانيان و ايرانيان اشاره كرد.