مريم، از تو مسيح مي بارد!

دهانت بوي هروئين ميداد ، همان بويي كه از آن متنفرم. شايد به خاطر همين بود كه به تو ميگفتم برگرد ، تا بوي هروئين دهانت حالم را بهم نزند. زير دوش حمام قاطعانه، قاطعانه تر از هر دفعه به تو اعتراظ ميكردم كه آن تكه آنتن لعنتي را كمي كنار بگذاري و به من توجه كني، همان تكه آنتن تلويزيونمان كه شكاندي تا با آن هروئينت را بكشي و من شش ماه تمام بيانات شيرين خدا گونه مقام معظم رهبري را نشنيدم.من و تو بوديم اما الان ملت نيز هست؛ به نظرم ملت يا ملت ها بايد به جاي مسيح و گنبد و مكعب ها به آنتنت ايمان بياورند، چون بيشتر از هرچيزي از آنتنت متنفرم.
آنتنت نه از پانتركيسم و آپارتايد چيزي ميداند و نه از سرسره ناصرالدين شاه. پس بايد به آن ايمان بياورند،مانند هر چيز بي ارزش ديگري كه به آن ايمان دارند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s