سریال نبینید لطفا

راضی نیستم که در خانه بشینم و سریال نگاه کنم .
اولین روزی که چستر بنینگتون خودکشی کرد و خبرش را در اینستاگرام دیدم اصلن شکه نشدم چون خودم را برای این اتفاق آماده کرده بودم خیلی وقت ها مینشینم و به جای سریال به بدترین اتفاقاتی که ممکن است در زندگیم بیفتد فکر میکنم به اینکه چه واکنشی باید نشان دهم یا اگر این اتفاق بیفتد چه چیزی در زندگیم تغییر خواهد کرد و به دنبال راه حلش میگردم. راه حل اتفاقی که هنوز نیفتاده.

ZENEGIM

دقیقن نمیدانم چند سال است که اینگونه با این شرایط طی میشود، هیچ چیزی عوض نشده همان مشکلات سابق به احتمال زیاد تقصیر خودم است که برای رسیدمون به اهدافم تلاش نمیکنم .

اینروزها خیلی بدتر شده، همه چیز یکباره خراب شده و مشکلات مانند باران رحمت از آسمان برای من نارل میشوند. انگار دستی پنهان پشت قضیه است .
نگین دیگر با من نمیسازد یا نمیتواند بسازد . حق هم دارد من را میخاهد چکار ! پنج سال کم نیست ولی ، با وجود همه اشتباهاتی که کردم باز هم پنج سال آنقدر کم نیست که بشود از آن به سادگی گذشت حرف زدن از ویرانه های پس از رفتنش به اندازه چهار کلیدر است.
سخت است وقتی روی یکی در زندگیت به مدت طولانی حساب باز کنی و آینده ات بدون اورا نتوانی مجسم کنی و یک هو همه چیز بریزد بهم و برود . بدون حرف خاصی . اینکه یک رابطه طولانی بی سرانجام داشته باشی که بی منطق تمام شود کلی حرف برایت میگذارد که تا آخر عمرت بتوانی بگویی.